تبليغاتX
لبـخنـد پنبــه ای - من, گاو و یک فاحشـه !!
خانـم شـکلات و آقای نسـکافه !

یکی از دوستام میخواست دوست پسرش رو امتحان کنه،با شماره ی ناشناس به پسـره اس مس میده که من جــ.نده ام!
یه چند روزی با هم اس ام اس بازی میکنن و بالاخره باهم قرار میذارنُ،پسـره هم خیلی شیکُ خوشکلُ خجسـته میره سـر قرار !

هیچی دیگه ! بعدش باهم بهم میزنن !!! یعنی واقعا انتظار داشتین دختره ببخشتش ؟
 نه عزیزم !فیلم هندی نی که !
حالا خوبه که دخـتره فقـط بهم زد !
 اگه من جای دختره بودم، آب دستشویی خونه ی پسره رو قطع میکردم ، بعد توو آفتابه ش اسید میریختم تا اونجاش بسوزه که دیگه نتونه از این غلطا بکنه!
شایدم اونجاشو میبریدم مینداختم جلوی سگ !... نه..نه ! همون اسید بهـتره !

 

 

به آقای نسکافه اس مس میدم : کاشکی من ویرگول بودم،تا هر وقت بهم برسی مکث کنی!
بهم جواب میده : عزیزم، من به شما نرسیده میمکثـــــم !!

یعنی من رسما کشته مرده ی این جوابای عاشقونشم !

 

 

کارگر عموم،صبح که اومد سرکار چشاش قرمز بود، عموم ازش پرسید: حمید؟؟ چرا اینقد خسته ای؟؟
حمید گفت : آخه گاوم سنگ کلیه داره ، بردمش دکتر ! دکتر گفت باید یه عالمه دلستر بخوره و راه بره تا سنگش بیفته ! 
منم تا صبح داشتم گاوم رو دور حیاط میچرخوندم تا سنگش بیفته !!!

الهی بگردم ! حتما گاوش خیلی درد کشید !!!

 

 

پنج شنبه رفته بودم پشمالاسیون !( اپلاسیون ) !
زنه بهم گفت بعد از اینجا کجا میری؟؟؟
گفتم میخوام برم مهمـونی !
گفت : خب میذاشتی شنبه یا یه روز دیگه میومدی تا بعد از اینجا یه راست بری خونه ! آخه همه اینقد درد میکشنُ مینالن که واسه مهمونی رفتن دیگه انرژی ای واسشون نمیمونه ! 
گفتم : آخه روز دیگه ای به پای امروز نمیرسه که ! شب جمعه ست و ثـوابی دارد بس عظـیـــــــم !
نمیدونم چرا بعد از این حرفم تمام آرایشگاه رفت روو هــــوا از خنده !

 

 

پ.ن دوستانه،پندانه،مهربانانه : اگه وقت و  جـونتون رو از سر راه نیاوردین از دیدن فیلم چارچنگولی منصرف بشین ! خیلی وقت بود فیلمی به این چـــــــرتی ندیده بودم !

نوشته شده توسط خانم شكـلات در ساعت 20:43 | لینک  |